تبليغاتX
وبلاگی برای دوستداران نی علوی

وبلاگی برای دوستداران نی علوی

استاد علی اصغر بهاری

«به یاد استاد بهاری؛ بداهه‌نوازی کمانچه از درویش‌رضا منظمی» از آلبوم‌های شنیدنی موسیقی ایرانی است چندی پیش به‌وسیله کمپانی آوای باربد در تهران منتشر شده است. رادیو زمانه به همین بهانه با درویش‌رضا منظمی (تکنواز کمانچه) گفتگویی کرده است. منظمی در آغاز گفتگو از از چگونگی ضبط این اثر گفت:

مرحوم علی‌اصغر بهاری یکی از استادان درجه‌ یک موسیقی ایرانی بود. هر چه داریم از سبک و سیاق کمانچه‌کشی استاد بهاری داریم و هر کسی بخواهد بر آن اساس کمانچه نزند، می گویند که کمانچه‌ خراب شده‌‌اند و ویلنی اجرا می‌شود! متاسفانه امروز چنین شده که دیگر کسی نمی‌خواهد از پیشکسوتان کمک بگیرد و یادگیری کند.

همه تا چیزی یاد می‌گیرند، می‌گویند ما دیگر کل دانش کمانچه‌کشی هستیم و یا سازهای دیگر. من افتخار شاگردی استاد بهاری را در دانشگاه داشتم، زمانی‌که در سالهای ۱۳۵۳، ۱۳۵۲ و ۱۳۵۱ در هنرهای زیبای دانشگاه تهران دانشجو بودم. ایشان تشریف می‌آوردند و هفته‌ای یکبار من در خدمت‌شان بودم.

البته شاگرد حسین‌خان یاحقی نیز بودم و افتخار شاگردی ایشان را از سال ۱۳۴۲تا ۱۳۴۷ داشتم. کمانچه‌کشی من بیشتر به او شباهت دارد ولی خب، این‌بار به فکر مرحوم استاد بهاری افتادم. در سال ۱۳۷۷ از شمال می‌آمدم که در امامزاده هاشم توفقی کردم. آنجا بر مزار شریف ایشان دعایی خواندم. بعد قیافه‌ی جذاب و شیرین او واقعاً مرا جذب کرد.

از کرج تا به خانه رسیدم قطعات ایشان را مدام بر لب زمزمه می‌کردم. مطالب حفظ شد و چون قبلاً هم خدمت‌شان کار کرده بودم، آمادگی داشتم که بتوانم بر آن اساس و آن روش یاد بدهم. به همین دلیل وقتی آمدم خانه به دخترم اشاره کردم که ضبط را بیاورد که من ذکر حال مرحوم بهاری در حضورم هست و دلم خیلی برایش تنگ شده و اینکه این را ضبط کنیم. ضبط را آماده کردیم و ضبط این کار هم شروع شد که این کار به‌مدت ۸-۷ سال ماند.

از زمانی که منتشر شده خوشبختانه دوستداران بسیاری پیدا کرده است. فکرش را نمی‌کردم. فکر می‌کردم آن سبک کمانچه‌کشی فراموش شده، ولی خوشبختانه هنوز خیلی‌ها هستند که باز به هویت و فرهنگ و سنت‌شان احترام می‌گذارند و آن را بازمی‌شناسند. این مسئله مرا خیلی خوشحال کرد وتشویقی بود برایم. مکرراً از هر نقطه‌ای در ایران، حتا بچه‌های جوان حدود ۳۰ـ ۲۵ ساله به من تلفن می‌زدند و من در حیرت مانده بودم که آگاهی‌شان چقدر خوب شده وبه موسیقی خودشان و به سبک و سیاق کمانچه‌کشی گذشته توجه می‌کنند.

در مورد قطعات توضیح دهید؛ همه نام دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی‌ ایرانی را دارند. اینها بداهه‌نوازی خود شما هستند براساس دستگاه‌‌ها و گوشه‌ها یا اینکه از پیش ساخته شده‌اند؟
قطعات و پیش‌درآمدهایی ا‌ست که خود مرحوم علی‌اصغرخان بهاری زده است؛‌ چند آواز زدم. ما در موسیقی ایرانی ۷ دستگاه داریم و ۵ آواز. منظور از آواز این نیست که آواز بخوانند؛ این بخشی از گوشه‌های دستگاه‌های گوناگون است که خودش گوشه‌های ویژه‌ای دارد مانند آواز بیات ترک، آواز افشاری، آواز کرد بیات و اصفهان. اینها ۵ آوازی هستند که در این قسمت از کمانچه‌ی من مطرح شده است. من در قسمت اول، آوازها را زده‌ام. یعنی شما، اول آواز ابوعطا را زده‌ام، بعد بیات اصفهان و بعد افشاری، دستگاه شور و سه‌گاه.

علاقه شدید من به سه‌گاه باعث شد که من سه‌گاه را بیشتر گسترش دهم. چهارگاه، بیات‌زند و بیات ترک فرق نمی‌کند. بعد شور است که در شور بخش آوازی اشعار خودم است و از اوضاع و احوال و ارتباطات دوستانه‌ با هنرمندان که امروز دیگر فرق می‌کند و یکمقدار از آن دوستان از هم جدا شده‌ایم. در هرحال شرح حالی بود که با ان اشعار گفتیم.

قطعات و پیش‌درآمدها همه متعلق به استاد علی‌اصغرخان بهاری‌ست. البته من به سبک حسین‌ یاحقی کمانچه می‌زنم. ولی اینبار خودم را بکلی بردم در عالم مرحوم علی‌اصغرخان بهاری. چون او حق برگردن من دارد. سه‌سال شاگردش بودم و درخدمت‌اش. افتخار شاگردی‌اش را داشتم و بجا بود که بتوانم یادی از ایشان بکنم و تمام قطعات خودش را اجرا بکنم.

شما خودتان از خطه‌ی لرستان هستید و چند آلبوم و کتاب هم در مورد موسیقی لرستان منتشر کرده‌اید. فکر می‌کنید تاثیری از کمانچه‌نوازی آن خطه هم در کارهایتان شنیده می‌شود در این آلبوم؟
صددرصد! شاید خودتان آگاه باشید که کمانچه اصلاً یکی از سازهای اختصاصی ما لرهاست. البته سرنا، دهل، تنبک، دایره و اینها در لرستان فراوان است. حتا دوزله هم هست. منتها همه لرها به کمانچه علاقه دارند و شاید در شهر خرم‌آباد، مرکز استان لرستان، در هر پنج خانه یا هر ده‌ خانه صددرصد یک کمانچه وجود دارد.

الان از جوان‌های خرم‌آباد فوق‌العاده کمانچه‌کش‌های قوی‌ای درآمده و وقتی محلی می‌زنند، باور کنید، من خودم در حیرت می‌مانم. چون این بحث مربوط به ۵۰ سال پیش است که در خرم‌آباد من بعنوان نوازنده‌‌ای جوان به رادیو می‌رفتم که یک رادیو ۱۰ کیلوواتی بود و آنجا هم ویلون می‌زدم ‌ و هم کمانچه. الان وقتی خودم را در آنزمان با این بچه‌های امروز مقایسه می‌کنم، می‌بینیم که صدبرابر از من قویتر شده‌اند.

سالهای زیادی‌ست که عده‌ای با اجرای موسیقی ایرانی با ویلن مخالف هستند، و عده‌ای هم بسیار علاقمندند به اینکار. نظر شما چیست؟ معتقدید که بهتر است با کمانچه که سازی ایرانی‌ست موسیقی ایرانی اجرا بشود یا اینکه اگر موسیقی ایرانی با ویلن هم اجرا شود ایرادی ندارد؟
اتفاقاً همین چند روز پیش رادیو ایران مصاحبه‌ای با من کرد و در همین مورد همین پرسش مطرح شد. من کار را در دو فرم می‌سازم، یکی کار سنتی اصیل است و یکی موسیقی ایرانی براساس «گلهای رنگارنگ» سابق. این کارهایی که براساس گل‌های رنگارنگ است را حتماً بازنویسی‌ می‌کنم برای ارکستر.

پسرم تنظیم‌کننده‌‌ی این کارهاست و او همه‌ی این کارها به ارکستر زهی می‌دهد در ارکستر سمفونیک رادیو و تلویزیون. اما موسیقی سنتی را که قطعاتی براساس موسیقی‌های گذشته و قدیمی خودمان از بزرگان خودم و سازندگان آهنگهاست، مثلاً کارهای علی اکبر شیدا و ... من ترجیح می‌دهم با کمانچه و گروه سنتی اصیل ایرانی اجرا بشود.

ولی در سال‌های پیش از انقلاب، به‌طور خیلی گسترده از ویلن استفاده می‌شد در موسیقی ایرانی، ولی در سال‌های پس از انقلاب تقریباّ در همه گروه‌های موسیقی ایرانی از کمانچه استفاده شد و صدای ویلن در عرصه‌ی موسیقی ایرانی را دیگر ندیدند و نشنیدند. فکر می‌کنید این درست است یا اینکه باید آزاد گذاشت تا هرکسی با هر سازی که دوست دارد موسیقی ایرانی را اجرا بکند.
در اصل کسی تحمیل نکرده که حتماً باید کمانچه بزنید یا حتما ویلن نزنید؛ چنین چیزی نبوده! من قبلاً در گروه شیدا بودم،‌ گروهی که محمدرضا لطفی تشکیل داد و ایشان خیلی در این زمینه هم انصافاً زحمت کشیدند و خیلی فعالیت داشتند. ریاضت کشیدند تا یک گروه سنتی اصیل در ایران تشکیل شد. البته پیش از انقلاب. این گروه رشد کرد و استاد شجریان افتخار خوانندگی گروه را داشت و گروه هم افتخار همکاری با وی را. در مدت شش سال این گروه بسیار پیشرفت کرد و بر همان اساس سنت‌های گذشته و کارهای قدیمی کار خودش را انجام می‌داد. یک گروه دیگر هم در تلویزیون بود که آن کارها با ارکستر زهی اجرا می‌کردند.

همین ارکسترها الان هم هستند. فرهاد فخرالدینی اکنون سرپرست ارکستر موسیقی ایرانی‌ست که ارکستر بزرگی دارد. اینها کارهای قدیمی را ترجیح می‌دهند با ویلن بزنند و هیچکس ممانعتی به‌عمل نیاورده است. من متعصب نیستم در این مورد و ترجیح می‌دهم همه باشند، خوشم می‌آید که همه باشند، چون به ویلن هم خیلی علاقه دارم، همینطور به کمانچه. ولی بعضی‌ها هستند که در این زمینه می‌گویند، نه! حتما باید کارهای قدیمی، سنتی و اصیل با کمانچه اجرا بشود. و این هم حرف درستی‌ست، از اینرو که آن رنگ و حال موسیقی قدیمی را داشته باشد که مثل نوازنده‌های قدیمی بتوانیم مردم را آشنا بکنیم با آن هویت فرهنگ اصیل خودمان.

فعالیت فعلی خود شما در زمینه موسیقی چه هست؟
حدود ۱۷ سال است که استاد دانشگاه تهران هستم. در دانشکده هنرهای زیبا ردیف درس می‌دهم و گروه‌نوازی. به‌عنوان معاون آموزشی دانشکده هم در آنجا انجام وظیفه می‌کنم.

در زمینه کمانچه‌نوازی آلبوم دیگری هم در دست ضبط دارید؟
من چندین کار داده‌ام بیرون؛ بیش از ۷۰ـ ۶۰ آهنگ بیرون داده‌ام که ۴ـ۳تاشان بسیار به ‌دلم نشسته است. به‌ویژه «گلهای رنگارنگ». من عاشق برنامه «گلهای رنگارنگ» هستم. از بچه‌های قدیمی هستم و سال‌ها، شبها و روزها بوده که نشسته‌ام این کارها را گوش کرده‌ام که بیشترشان از مرحوم خالقی و دیگران بوده‌است. اینها بر من تاثیر گذاشته‌اند و این تاثیر واقعا به منصه‌ی ظهور دارد می‌رسد و تا حدودی هم رسیده‌ است. خوشبختانه همین الان هم اگر بخواهم کاری بسازم، فقط بر آن اساس می‌سازم. کارهای محلی هم زیاد ساخته‌ام. چهار کار محلی‌ست براساس موسیقی لرستان. چون خودم لر هستم. موسیقی لرستان هم یک حالتی دارد که همه‌ی اقشار دوست‌ دارند این موسیقی را گوش کنند. البته همه موسیقی‌ها خوب هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 21:49  توسط بابک  | 

استاد علوی

آنچه میخوانید مقاله اینجانب در مجله هنر موسیقی شماره ۸۶ میباشد

هر گونه برداشت با ذکر نویسنده بلامانع است

مقاله اینجانب در هنر موسیقی(شماره 86) 

ادامه مطلب

1.صفحه دوم

2.صفحه سوم

 3.صفحه چهارم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 21:48  توسط بابک  | 

بخوانید حزن موسوی را چنان ظلمی که کرد ارشاد به ما

شنبه 19 دي 1383
 
خردادماه سال جاري بود كه «محمد موسوي» استاد ني‌نوازي موسيقي ايران، در گفت‌وگويي با خبرگزاري دانشجويان ايران اعلام كرد كه در پي بي‌توجهي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به درخواست‌هايش، ديگر هيچ كنسرت و اثر هنري را در ايران ارايه نخواهد داد. موسوي در خصوص دلايل اختلافش با وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي گفته بود: برخي آثارش را به طور امانت در آرشيو وزارت ارشاد قرار داده، اما آنها بدون مجوز او، فيلم‌هاي كنسرت‌هايش را انتشار دادند. به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، او با انتقاد از اين كه ارشاد، اجازه داده است تا “ماهور”، نوارهاي وي را بدون كسب رضايت او در صدسال آواز ايران منتشر كند، گفته بود كه در اين قضيه حتي پيش احمد مسجدجامعي نيز رفته است چرا كه به خود “ماهور” كاري نداشت، چون مجوز از سوي وزارت ارشاد صادر شده است. پس در اين ميان، وزارت ارشاد خلاف كرده است. موسوي اعتقاد داشت: وقتي اثري از او ، براي صدور مجوز چاپ به ارشاد مي‌رفت اين وزارت ارشاد بود كه مي‌بايست مي‌گفت رضايت محمد موسوي كو؟ حال آنكه آثار هنرمندان را همينطوري و به اين راحتي، زير چاپ مي‌سپارند! او اختلاف خود، با وزارت ارشاد را يكي دو ساله نمي دانست.بلكه مي‌گفت ريشه‌ اي چند ساله دارد. ومدعي بود ، كه خيلي از هنرمندان هم، دچار همين مشكل هستند. او مي‌گفت كه شما نگاه كنيد به اين دليل و عوامل اينكه ديگر كدام هنرمندي در برنامه‌هاي دهه‌ي فجر حاضر مي‌شود؟ اين چهره‌ي شاخص ني نوازي كشور، با تاكيد مجدد بر اينكه در كشور نه كنسرتي خواهد داد و نه اثري هنري، به ايسنا گفته بود: زندگي و حرفه‌ي من موسيقي است. شما هم فكر نكنيد اگر مي‌گويم كنسرت نخواهم داد به نفعم است، بلكه چنان ناراحتم كه ديگر حاضر نيستم پايم را به وزارت ارشاد بگذارم تا بخواهم در ايران كنسرت دهم. استاد موسوي در عين حال گفته بود كه در صورت فراهم شدن شرايط، در خارج از كشور كنسرت خواهد داد. موسوي همواره ساز “ني” را نگين انگشتري دانسته كه 6 هزار و 500 سال تاريخ عرفان و موسيقي ايران را در خود دارد. “ني تنها آلت موسيقي است كه انسان هيچ دخالتي در تركيب طبيعي آن نداشته و رابطه مستقيم با انسان دارد و هيچ تقلبي نمي‌توان در آن كرد”. او موسيقي را كشف بشر از طبيعت و هنر بازدارنده انسان از گناه عنوان كرده است: “هنرمند لحظه‌اي كه مشغول كار هنري است، پاكترين انسان روي زمين است”.از نظر موسوي، موسيقي ايراني موسيقي تفكري است، نه حركتي، موسيقي سنتي، سخت و دشوار است و در فضاي فعلي جامعه با تمام محدوديت‌ها، كسي نمي‌تواند بدون حمايت بار موسيقي سنتي را به دوش بكشد. موسوي، هميشه از وضعيت حمايت از موسيقي سنتي گلايه مند بوده است: “از آن جايي كه موسيقي ايراني مبتني بر خلاقيت بداهه نوازي است، مخاطبان و علاقه‌مندان خاصي نيز دارد. به همين دليل موسيقي سنتي و كلاسيك، در همه جاي دنيا دولت و ارگان‌هاي دولتي از آن حمايت مي‌كنند. اما متاسفانه در ايران حمايت و استقبالي كه از موسيقي پاپ وجود دارد، از موسيقي سنتي نيست”. موسوي و يارانش اغلب، درسالهاي اخير، وقتي خواسته‌اند در برخي از شهرستانها برنامه‌ اجرا كنند، مشكل پيدا كرده اند و به آنها اجازه اجراي برنامه نداده‌اند. او به ايسنا گفته است: متاسفانه هنوز بعد از 23 سال موضع‌گيري نسبت به موسيقي وجود دارد. او در اين سالها، آينده‌ي روشني را براي موسيقي سنتي ايران نديده است ، او عاشق دلسوخته‌اي در اين راه مشاهده نكرده و معتقد بوده كه امروز موسيقي در راه فنا شدن گام بر مي‌دارد. چون به موسيقي دانان اصيل هيچ بهايي داده نمي‌شود و براي آنان حتي‌الامكان برگزاري كنسرت نيز وجود ندارد. از نظر موسوي، خيلي از موسيقي‌دانان به دوران كهولت رسيده‌اند و با شرايط مالي بسيار بد از پيش ما مي‌روند و جايگزيني هم براي آنان وجود ندارد. به گفته وي موسيقي هنري مردمي است و براي شكوفايي به ارتباط با آحاد جامعه، نياز دارد. او حتي مدعي شده است متاسفانه مسوولان، تنها از چيزهاي بي‌بنياد حمايت مي‌كنند. او پيشتر نيز گفته بود: سالهاست كه امكان اجراي كنسرت براي من وجود ندارد، گويا جوانان، ديگر هيچ علاقه‌اي به فعاليت در زمينه موسيقي سنتي ندارند، چون عاقبت كار امثال “موسوي” را ديده‌اند و مي‌دانند كه اگر در اين راه قدم بگذارند از گرسنگي مي‌ميرند . او مي گويد “متاسفانه در خانه موسيقي نيز حرف افراد با عمل آنان يكي نيست و به همين دليل مي‌بينيم كه برنامه‌ريزي‌ها سودي به حال موسيقي ندارد”.

منبع : ايسنا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:5  توسط بابک  | 

خبری ارشیوی با عرض پوزش از استاد کسایی

با ياد تاج اصفهاني، شهناز و كسايي،
نواي موسيقي اصفهان در تهران پيچيد

سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي
1386/06/10
09-01-2007
13:05:49
8606-04315: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي

شامگاه جمعه نهم شهريور، تالار وحدت ميزبان گروه‌هاي مختلف موسيقي استان اصفهان بود.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بخش نخست اين برنامه به تك‌نوازي سنتور توسط سياوش ولي پور اختصاص داشت.

گفته شد: استاد جليل شهناز بسيار مايل به شركت در اين شب بوده‌اند كه به علت بيماري شديد و كهولت قادر به انجام آن نشده‌اند.

گروه بعدي گروه " فراق" به سرپرستي پژمان اختياري و خوانندگي سروش داديار بود، سنتور و قيچك و تار قطعه را آغاز كردند، ني و كمانچه همراهي كرده و ملودي بين سنتور و ني در رفت و آمد بود. پرسش و پاسخ بين سنتور وتار و ني درگرفت و كمانچه‌ها پيش زمينه را رنگ آميزي كردند، پس از تك‌ضرب‌هاي تار و تغيير سرعت سنتور و تنبك، در سكوت همه‌ي سازها " دف" وارد شد.

آرشه روي كمانچه و قيچك كشيده شد و ني و تار و سنتور ملودي را ادامه دادند با سر ضرب‌هاي سنتور و تنبك ، ني به تك‌نوازي پرداخت ؛ سنتور سولو ادامه داد و زينت‌هايي را اجرا كرد كه بستر صداي داد يار شد.

من اين مقام، به دنيا و آخرت ندهم   اگر چه در پي ام افتد هردم انجمني

بيا كه رونق اين كارخانه كم نشود   به زهد همچو تويي، يا به فسخ همچو مني

با تغيير لحن تار و سنتور و تنبك، كمانچه و قيچك و ني پاسخ‌هاي سازي خود را دادند، پس از ريتم‌هاي گردشي ني، كمانچه، تنبك و تار تكرار شدند.

قطعه‌ي دوم با تك‌نوازي تار آغاز شد و صداي آواز روي نت‌هاي سر دسته‌ي اين ساز نشست.

ابر بهارون اي خدا بركوه بباره برمن بباره‌ اي خدا، دل لاله زاره

با ريتم تنبك و دف، تمامي سازها وارد شده و ملودي به دست سنتور و ني افتاد، كمانچه و قيچك به رنگ‌آميزي تنبك و تار و دف پرداختند، پاسخ‌هاي آواز را تار و ني دادند و با هم‌خواني همه‌ي گروه خواننده خواند:

امشب تمام من، در روي تو گم شد   افسانه‌ي درد حوا و گندم شد

سپس حسيني، مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان به روي صحنه آمد و گفت: اصفهان شهر گنبدهاي فيروزه‌يي و گذرگاه فقه و فلسفه و شعر و موسيقي و ديار مرداني هم چون تاج اصفهاني، جليل شهناز، حسن كسايي و ... است.

برنامه بعدي اجراي كويينتت به سرپرستي اهوار كرباسي بود كه متشكل از سه ويولن، يك ويولن سل و يك گيتار بود.

سپس محمدعلي كشاورز به روي صحنه آمد و گفت: من همواره به ايراني بودن و اصفهاني بودن خود مباهات كرده‌ام. بسيار به ما حمله كرده و كشور ما را غارت كرده‌اند، اما نتوانسته‌اند فرهنگمان را از ما بگيرند.

وي افزود: در اصفهان ، مسلمان ، مسيحي و كليمي كنار هم كار مي‌كنند و اگر دقت كرده باشيد در اين شهر كليساها نيز به زيبايي مساجد ساخته شده‌اند، خوب است يادي از فرشچيان، ابراهيميان، شهناز و ... كنيم.

برنامه‌ي بعدي اجراي گروه " غزل" به‌سرپرستي مرتضي شفيعي بود قطعه‌ي نخست را سنتور آغاز كرد، ملودي تار روي ويولن آمد و آواز كه

همه جمال تو بينم، چو چشم باز كنم   همه شراب تو نوشم، چو لب فراز كنم

پرسش و پاسخ بين بربت و تار در جريان بود، چه چه‌هاي خواننده روي ملودي تار نشست.

چوناز را بگذري همه نياز شوي   من از براي تو خود را همه نياز كنم

سنتور و تنبك و دف پيش زمينه‌ي ملودي‌هاي ويولن شدند وتار و بربت به رنگ آميزي اثر پرداختند.

سپس برنامه‌ي دو نوازي گيتار به‌سرپرستي اهورا كرباسي اجرا شد و از محمد علي كشاورز، امين الله رشيدي، پريدخت بنان، همسر زنده‌ياد بنان، رستميان، خواننده و غيور نوازنده‌ي ني، قدر داني شد.

واپيسين قطعه، قطعه‌ي "مست" به آهنگ‌سازي علي تجويدي، شعر بيژن ترقي و تنظيم شهبازيان بود كه توسط شاه زيدي خوانده شد. اين قطعه با تار، سعيد مزدك، آغاز شد سپس ملودي به دست كمانچه، ذبيح الله وحيد، افتاد و اكبر صادقي نيز با تنبك ريتم را وارد كرد.

پس از رفت و برگشت ملودي بين كمانچه و تار شاه زيدي خواند:

ساقي بيا، كه يار زرخ پرده برگفت   كار چراغ خلوت يار بازدر گرفت

پاسخ لحن آوازي را كمانچه با ساز داد:

بار غمي كه خاطر ما خسته كرده بود   عيسي دمي به خدا رفت و خسته برگرفت

در مراسم شب موسيقي استان اصفهان ياد كساني چون جليل شهناز، تاج اصفهاني ، كسايي و ... گرامي داشته شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:52  توسط بابک  | 

بخوان تا توانی ز حق و درست که باچه چیزی ز علم اند این پست؟

"هنر موسیقی" منتشر شد
هشتاد و هفتمین شماره ماهنامه فرهنگی هنری اجتماعی "هنر موسیقی" ویژه دی‌ماه 86 منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، "نفوذ علوم و هنرهای اسلامی بر فرهنگ غرب" نخستین مطلبی است که به مناسبت بیستمین سالگرد درگذشت دکتر مهدی برکشلی مطرح شده است.

در بخش نگاه ویژه ، گزارش کاملی از نخستین جشنواره "موسیقی کلاسیک تا معاصر" همراه با گفتگو با علیرضا مشایخی آمده است این آهنگساز در بخشی از گفتگوی خود چنین آورده است : آهنگسازان بیشتر از سایر قشرهای موسیقیدان مجبوراست روی پای خود بایستد چراکه آنها نمی توانند مانند نوازندگان از شهرت بتهوون و شوپن هزینه کنند و از این طریق است که به طور کلی اگر درست تربیت شوند مسائل به ظاهر جنبی موسیقی را مورد توجه قرار خواهند داد.

دربخش گزارش ویزه مطلبی با عنوان "شتاب ققنوس تا صبح مشتاقان" منعکس شده است دراین مطلب جنبه های مختلف کنسرت گروه موسیقی عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان مورد بررسی قرار گرفته است و درادامه گزارشی از کنسرت ارکستر کودکان ایران زمین به سرپرستی سودابه سالم با عنوان "بود بازرگان و او را طوطی ای" آورده شده است.

یادمان هشتاد و هفتمین شماره ماهنامه "هنر موسیقی"به بررسی زندگی و آثار حشمت سنجری به بهانه سیزدهمین سالگرد در گذشت وی اختصاص دارد؛ در این مطلب با عنوان "مردی که با چوب رهبری ارکستر به جنگ رفت" ویژگی رهبری او در ارکستر سمفونیک تهران مورد بررسی قرار گرفته است.

بخش پایانی ماهنامه هنر موسیقی به سازشناسی ساز "باقلاما" و به روایتی زبان داستانگوی عاشیق ها اختصاص دارد.


امانت داری و اخلاق مداری

استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز است.  


آواز همايون شجريان در ونيز مي‌پيچد

سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي
1386/10/22
01-12-2008
10:57:07
8610-10964: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقي

تا دوهفته‌ي ديگر سالن تئاتر "تونيولو"ي ونيز در ايتاليا ميزبان همايون شجريان و گروه "دستان" مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين اجرا براي روز پنجشنبه 24 ژانويه‌ي 2008 - چهارم بهمن‌ماه - ساعت 21 از سوي خانه‌ي فرهنگ ايرانيان در ايتاليا تدارك ديده شده است.

در اين كنسرت، همايون شجريان آواز مي‌خواند و پژمان حدادي - تمبک، بهنام ساماني -دف، حسين بهروزي‌نيا - بربط، سعيد فرجپوري - کمانچه، حميد متبسم - تار، مي‌نوازند.

قرار است، گروه دستان در بخش نخست، با مايه‌ي دشتي به آهنگ‌سازي حميد متبسم،

تصنيف "عاشقانه"، ساز و آواز "بوي عشق"، بداهه‌خواني با اشعار سعدي، تصنيف "قيژک کولي" با شعر محمدرضا شفيعي کدکني، قطعه‌ي بي‌كلام "مستانه"، اجراي ساز و آواز "کمند زلف"، بداهه‌خواني از اشعار حافظ و تصنيف "زهي عشق" با شعري از مولانا را اجرا كنند.

بخش دوم هم در مايه‌ي اصفهان،‌ با آهنگ‌سازي سعيد فرج‌پوري، قطعه‌ي بي‌کلام "اشتياق"، "خورشيد آرزو"ي فريدون مشيري، تصنيف "چين زلف" - عطار نيشابوري، "عشق پاک" با شعر فريدون مشيري، تصنيف "اسرار عشق" با شعري از حافظ، ساز و آواز "دلشده" بداهه‌خواني از اشعار عراقي و تصنيف "وطن" با شعري از سياوش کسرايي همراه است.

بليط‌ها براي جايگاه شماره‌ي يك، 30 يورو، جايگاه شماره‌ي دو، 20 و گالري 15 يورو فروخته مي‌شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:39  توسط بابک  |