تبليغاتX
وبلاگی برای دوستداران نی علوی

وبلاگی برای دوستداران نی علوی

مطلبی خواندنی از استاد امین الله رشیدی

دوران طلايي موسيقي ايران در دهه هاي 20 و 30 حاصل کار استادان بي همتاي موسيقي ايراني در راديو است. بدون شک سازوکار و نحوه توليد اين آثار در آن زمان به شکل عميقي مي تواند تنگناهاي امروز را در توليد آثار فاخر موسيقي ايراني تا حدودي روشن کند. امين الله رشيدي، خواننده و آهنگساز يکي از بازماندگان نسلي است که آن سال ها در راديو به توليد آثار قابل اعتناي موسيقي ايراني مشغول بودند و کارهاي قابل ملاحظه اي را در آن سال ها به دست داده اند. در گفت و گويي که مي خوانيد، رشيدي به توضيح چگونگي ورودش به راديو و نحوه توليد آثاري که در آن نقش داشته، مي پردازد.اين گفت و گو به بهانه انتشار تازه ترين اثر آقاي رشيدي با عنوان «بخت گمشده» انجام شده است.

---

آقاي رشيدي، چه سالي از راديو استعفا داديد؟

من سال 1348 از راديو استعفا دادم. شغل من سردفتري بود. از من ايراد گرفتند که يک خواننده نمي تواند سردفتر باشد.

شما در دانشگاه حقوق خوانده بوديد؟

آن وقت اينطور بود که با تحصيلات کلاس نهم يا ديپلم مي توانستند بروند دفترياري و بعد از چند سال سردفتر مي شدند. سردفتر درجه سه، دو و سپس درجه يک.

بعد از سال 48 آهنگ هايتان به چه شکل پخش مي شد؟

اغلب آثار من در همان زمان حضورم در راديو منتشر شد. البته همه آثار پخش نشده بود. در دادگستري گفتند که من بايد استعفا بدهم. من گفتم که از راه موسيقي ارتزاق نمي کنم، کار من سردفتري است. گفتند خوانندگي مخالف شئون سردفتري است. من هم ديدم که نمي شود از راه موسيقي ارتزاق کرد، يعني اين کاره نبودم.

يعني شما حاضر نبوديد به مجالس و کافه ها براي اجراي موسيقي برويد؟

نمي توانستم بروم. به هرحال من استعفا دادم. بعد از استعفا ماجرا را براي وزير دادگستري نوشتم. بعد از دو سال به کار سردفتري برگشتم و کار موسيقي را کنار گذاشتم. البته نه به طور کامل. براي شعر زمستان مرحوم مهدي اخوان ثالث آهنگي ساختم که خانم پروين آن را اجرا کردند.

در چه سالي؟

سال 1348. خانم پروين صدايي بين زن و مرد داشت. چون اين شعر را بايد يک زن مي خواند، در نتيجه هم کار خوب از آب درآمد. ارکستر بزرگ راديو ايران به رهبري مرحوم سيروس شهردار که يکي از نوازنده هايش مرحوم علي تجويدي بود، آن را اجرا کرد.

براي گرفتن شعر زمستان از مرحوم اخوان اجازه گرفتيد؟

صددرصد.

از سال 48 تا پيروزي انقلاب صداي شما از راديو پخش مي شد؟

خيلي کم.

شما کلاس موسيقي هم داشتيد يا فقط آهنگ مي ساختيد؟

آهنگ براي خودم مي ساختم. چون دوري از موسيقي براي من امکان پذير نبود. وقتي بازنشسته شدم با خودم گفتم، حالا وقتش است آهنگ هايي که در راديو خوانده ام، به صورت کاست و CD منتشر شود. در سال اول بعد از پيروزي انقلاب که مسوولان قبول نمي کردند. نامه اي به آقاي لاريجاني نوشتم. آقاي لاريجاني جواب نمي داد. من ايستادگي کردم و گفتم من مي خواهم اين آهنگ ها را به صورت دو آلبوم پخش کنم. تا اينکه در زمان دولت آقاي خاتمي اجازه انتشار گرفتم و آلبوم عطر گيسو منتشر شد.

آقاي رشيدي، مي خواهيم برگرديم به نقطه شروع کار شما به عنوان خواننده. مي خواهيم درباره ساختار راديو در دهه 30 که اوج فعاليت شما بود صحبت کنيد. شما دو سال در هنرستان موسيقي تحصيل کرده ايد. بعد با معرفي موسي معروفي وارد راديو شديد. حالا مي خواهم بدانم با چه روندي وارد راديو شديد؟

آن موقع من تازه از کاشان آمده بودم.

در کاشان هم موسيقي کار مي کرديد؟

مادرم که زن اهل شعر و ادبي بود، به فرزندانش نصيحت مي کرد که شما حتماً بايد هنري داشته باشيد که اگر پشت ميزنشيني ممکن نشد درنمانيد. يک تابستان ما را گذاشت در دکان حلوايي. يک تابستان ما را گذاشت نجاري. يک تابستان ما را گذاشت نقاشي. ذوق من بيشتر شاعرانه بود و به نقاشي تمايل داشتم تا به کارهاي ديگر. استاد من مرحوم حسن خان بود. استاد ديگري هم داشتم به نام استاد دبيرستاني که ايشان تابلوهاي کاخ سعدآباد را کشيده بود.

مرحوم حسن خان خيلي قشنگ تار مي زد و علاقه من به موسيقي از همين جا شروع شد. ايشان ديد که من به موسيقي علاقه دارم، گفت بيا و ياد بگير. من هم رفتم خانه ايشان و مقدمات تار را ياد گرفتم. اول مايه افشاري را به من ياد داد. بعد که به تهران مهاجرت کردم و دفتريار شدم، يک روز در روزنامه اطلاعات خواندم که هنرستان موسيقي هنرجوي شبانه رايگان مي پذيرد، براي کلاس ساز و آواز.

اين هنرستان موسيقي زير نظر سازمان پرورش افکار بود يا زير نظر يک جاي خصوصي؟

خصوصي نبود. براي فرهنگ و معارف بود و مدير آنجا پرويز محمود بود. در سال 1327 آقاي موسي خان معروفي کلاس تار شبانه را برگزار مي کرد و آواز را هم دکتر مهدي فروغ تدريس مي کرد. من در هر دو کلاس شرکت کردم.

سه، چهار ماه قبل از اينکه وارد هنرستان شوم، در خيابان شاپور به کلاس آقاي مسعود معارفي که از نوازندگان معروف آن زمان و پسر عبدالله خان معارفي بود، مي رفتم. من دو الي سه ماه پيش ايشان رفتم. بعد رفتم خدمت موسي خان معروفي. آنجا آهنگسازي ياد گرفتم و ساز را کنار گذاشتم.

دو سال هم خدمت آقاي دکتر فروغ بودم. بعد آقاي معروفي که در جريان رفتن من به کلاس آواز دکتر فروغ بودند، گفتند شما بيا اينجا ببينم. يک آهنگ در مايه افشاري را با من تمرين کردند. اين آهنگ خوب از کار درآمد و من اين ترانه را در راديو خواندم. اين آهنگ با رهبري مرحوم علي محمد خادم که از فارغ التحصيلان دوره دوم هنرستان موسيقي بود، اجرا شد.

آن زمان راديو چند ارکستر داشت؟

ارکستر خادم و ارکستر ابراهيم خان منصوري. بعد ارکسترها به طور مرتب سال به سال زياد شد.

آقاي معروفي چطور شما را به راديو وصل کردند؟

موسي خان من را معرفي کردند به آقاي علي محمد خادم رهبر و نوازنده يکي از ارکسترهاي راديو و تاکيد کردند که من صدايم براي تصنيف خواني خوب است. آن زمان تصنيف خوان کم بود. همه آواز مي خواندند. موسي خان وقتي من را معرفي کردند، گفتند؛ بفرماييد اين همان خواننده اي که مي خواستيد. نت هم مي داند. به شما زحمت نمي دهد. آن زمان تاييد و معرفي يکي از استادان صلاحيت دار موسيقي، مجوز راهيابي به راديو بود. آقاي تجويدي هم با معرفي استاد صبا وارد راديو شدند. تنها ممتحن آن زمان آقاي ابراهيم خان منصوري بودند. ايشان از کسي که موسي خان معروفي و يا استاد صبا او را معرفي مي کردند، ديگر امتحان نمي گرفت.

يعني تاييد يکي از استادان درجه يک براي ورود به راديو کافي بود. فرض کنيم که خواننده اي با تاييد يکي از استادان وارد راديو مي شد. اگر موفق نمي شد، چه اتفاقي مي افتاد؟

اگر خوب نبود که آن استاد او را معرفي نمي کرد. يعني آن استاد نمي آمد که آبرو و اعتبار خودش را زير سوال ببرد.

راديو روزانه چند ساعت برنامه داشت؟

راديو آنطور که من يادم هست، روزي سه ساعت برنامه داشت. بعدازظهرها شروع مي شد و آخر شب هم ساعت دوازده شب برنامه داشت براي خارج از کشور به مدت نيم ساعت.

قطعات را کجا ضبط مي کرديد؟

هنوز ضبط صوت به ايران نيامده بود. تا سال 1333 که امکان ضبط نداشتيم مستقيم و زنده اجرا مي کرديم.

انتخاب خواننده براي قطعات چگونه بود، يعني رهبر انتخاب مي کرد يا آهنگساز انتخاب مي کرد؟

آهنگساز و خواننده با هم کار مي کردند.

راديو در آن دوره، محل ذوق استادان بوده، يعني استادان، راديو را مي گرداندند و مديران راديو به ذوق استادان اطمينان داشتند.

 در مقابل اين اطمينان، استادان چه کار مي کردند؟

آنها فقط روي ضابطه کار مي کردند. اگر يک نوازنده اي واقعاً شايسته نبود، نمي توانست وارد راديو شود.

از لحاظ مالي ارکسترها چگونه حمايت مي شدند؟

تا دو سال کسي حقوق نمي گرفت. راديو فقير بود. از سال 1330 به بعد حقوق و ميزان پول خوانندگان، آهنگسازها و نوازندگان و رهبرهاي ارکستر راديو مشخص شد.

شما فقط تصنيف مي خوانديد؟

بيشتر تصنيف مي خواندم، کمي هم آواز. در کارهاي من اگر ديده باشيد يک يا دو خط آواز هست. چون ابراهيم خان منصوري که حالا مي فهمم واقعاً چه نگاه عميقي داشت، گفت که صداي شما مناسب تصنيف است.

رقباي شما در تصنيف خواني در راديو چه کساني بودند؟

روانبخش، قاسم جبلي که با لحن عربي مي خواند و محبوبيتش از همه آنهايي که در راديو مي خواندند بيشتر بود و مقلدان زيادي هم داشت.

رابطه شما با راديو به چه شکل بود؟ مي گفتند مثلاً فلان شعر را فلان خواننده بخواند؟

در راديو هر ماه براي هر خواننده، يک شاعر در نظر مي گرفتند؛ شاعر ترانه سرا. يک ماه بيژن ترقي، يک ماه رهي معيري، يک ماه تورج نگهبان، يک ماه نظام فاطمي، پرويز وکيلي، رضا ثابتي و...

شاعران کارمند راديو بودند يا به شکل حق الزحمه اي کار مي کردند؟

شاعران ترانه مي سرودند و پول مي گرفتند. در حدود پنجاه تومان براي هر ترانه.

شکل اجراي کار چطور بود؟

راديو به ما مي گفت اين ماه فلان شاعر براي شما در نظر گرفته شد. با همکاري همديگر ترانه اين ماه را بسازيد و اجرا کنيد. سه رکن اصلي يک اثر خواننده، آهنگساز و شاعر است. اينها با هم رفيق بودند و حتي رفت و آمد خانوادگي داشتند.

شما در برنامه ارتش راديو هم کار کرده ايد؟

برنامه ارتش مجاني بود. اصلاً پول نمي د ادند. اما چون خيلي شنونده داشت بود، خوانندگاني که مي رفتند آنجا، از نظر شهرت و معروفيت برايشان خيلي خوب بود. تيمسار امير قاسمي مدير برنامه ارتش بود. من تا سال 1333 در برنامه ارتش بودم. برنامه راديويي ارتش مستقل از کل راديو بود.

در اين دوره صد و بيست تصنيف از من در راديو پخش شد که نصف بيشتر آنها ضبط نشده است.

از صحبت هاي شما اين طور فهميديم که ساختار راديو براي توليد آثار موسيقي اين گونه بوده که استادان عالي رتبه همه کاره بودند. يعني حرف اول و آخر را آنها مي زدند، نه مديران و بوروکراسي. تشخيص موسيقي توليدي راديو در دهه بيست و سي هم به خاطر تشخيص استاداني بود که در آن کار مي کردند؟

مهم تر اينکه اينها براي پول کار نمي کردند. به نظر من اين دوره سالم ترين دهه در صد سال گذشته براي موسيقي ايران بود.

چه شد که يک باره از ميانه دهه چهل، شکل توليد موسيقي در راديو تغيير کرد؟

فاصله گرفتن استادان موسيقي از راديو مهم ترين علتش بود. استادان ديگر حرفشان خريدار نداشت و يک عده جديد آمدند سر کار. اين گروه جديد بيشتر سفارشي کار مي کردند.

الان نکته اي که روي آن تاکيد مي شود، توليد آثار فاخر موسيقي است. زمينه توليد آثار فاخر چگونه بايد فراهم شود؟

آن فرهنگ و گوهر نابي که در وجود آهنگساز هست، دستوري نيست. کسي نمي گويد که بيا اثر فاخر بساز. خودش مي سازد. يک مجرايي وجود داشت که در آن مجرا آثار فاخر توليد مي شد. توليد آثار فاخر موسيقي دو راه دارد. در همه جاي دنيا مي روند و استعدادها را کشف مي کنند. نه اينکه اگر کسي هم استعداد داشته باشد، به او محل نگذارند. دوم توجه به آثار ارزشمند گذشته است. نبايد همه چيز را با يک دليل کاملاً معمولي و يا سياسي حذف بکنيم.

يک نسلي از آهنگسازان ايراني رو به پايان است. وضعيت آموزش موسيقي را چگونه مي بينيد؟

حداقل تا چند دهه ديگر اميدي نيست به حضور استادان درجه يک. بعد از انقلاب آنقدر هنرستان و کلاس هاي موسيقي درست شد که مي توان گفت چند برابر پيش از انقلاب است. اما ما موسيقيدان و نوازنده و خواننده خوب نداريم. از ميان اين همه جوان که دارند تحصيل موسيقي مي کنند، حتماً افرادي مستعد هم هستند که با حمايت آنها مي شود صاحب نسلي پيشرو در موسيقي ايراني شد.

در همه جاي دنيا، مقوله هنر و سرگرمي را از هم جدا مي کنند. در کشور ما اينها با هم مخلوط شده اند، يعني همه خودشان را هنرمند مي دانند. درحالي که موسيقي ايراني از حيطه هنر است نه از حيطه سرگرمي. آيا بهتر نيست براي نجات موسيقي ايراني آن دو را از هم جدا کنند و از موسيقي ايراني حمايت شود؟

حداقل از رسانه هاي رسمي موسيقي غيرقابل دفاع پخش نشود. در مملکتي که حافظ و سعدي در آنجا بوده، نبايد ترانه هايي پخش بشود که شعرش جز انحراف ذهن کاري نمي کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:28  توسط بابک  | 

استاد همایون خرم(2)

نام همايون خرم‌يادآور بداهه‌نوازي‌هاي او در برنامه <گل‌ها>ي راديوست؛ برنامه‌اي كه در آن، نام‌آوران موسيقي ايران همچون جليل شهناز، جواد معروفي، فرهنگ شريف، جهانگير ملك و... حضور داشتند. اين نوازنده و آهنگساز كه به تازگي وارد هفتادوهفتمين سال تولد خود شده، اين روزها به آموزش نوازندگي ويولن به جوان‌ترها و نيز انتشار كتاب‌هايي در زمينه مقام‌ها و دستگاه‌هاي موسيقي ايران مشغول است. چندي پيش مراسم بزرگداشت اين نوازنده پيشكسوت در دانشگاه لندن برپا شد. همچنين تا مدتي ديگر كتاب خاطرات همايون خرم منتشر خواهد شد.



آيا بعد از انتشار قطعات چپ‌كوك براي ويولن، كتاب ديگري منتشر خواهيد كرد؟



بله، كتاب اولم در زمينه قطعات ويولن <نواي مهر1> نام داشت كه مدت‌هاست وارد بازار شده و قرار است به زودي تجديد چاپ شود. كتاب دوم، حاوي قطعات راست كوك براي ويولن است كه تحت عنوان <نواي مهر 2> منتشر خواهد شد. اين كتاب به همت شاگردان من منتشر خواهد شد؛ همان‌طور كه كتاب قبلي هم به همت آنها انتشار يافته بود.



گويا قطعات چپ كوك و راست كوك را قبلا‌ تدريس مي‌كرده‌ايد. در اين باره توضيح بدهيد؟



من اين قطعات را در سال‌هاي 1353 و 1354 در دانشكده موسيقي ملي درس مي‌دادم؛ ولي از آنجا كه در انتشار كتاب پيگير نيستم،چاپ آنها تا امروز به تعويق افتاد.



كتاب دوم چه تفاوتي با كتاب اول دارد؟



اين كتاب از كتاب اول مفصل‌تر است. روي اين حساب تصميم گرفتيم اين كتاب را به صورت چندرساله منتشر كنيم. <نواي مهر2>، شامل 12 رساله است كه 12 مقام و دستگاه را در بر مي‌گيرد. براي نمونه مي‌توانم به رساله‌هاي اصفهان و همايون، چهارگاه، ابوعطا و شور، بيات ترك و افشاري در اين كتاب اشاره كنم. اميدوارم تا سه چهار ماه ديگر اين كتاب منتشر شود.



ناشر اين كتاب چه كسي خواهد بود؟



از آنجا كه ناشر كتاب قبلي‌ام انتشارات سرور بود، طبيعتا انتشار كتاب جديد را هم همين انتشارات بر عهده خواهد گرفت. اين انتشارات سابقه زيادي دارد و آقاي گرگين‌زاده ناشر اين مجموعه خود اهل موسيقي است. البته در كنار انتشار قطعات ويولن، قرار است كتاب خاطراتم را هم منتشر كنم.



اين كتاب به چه نحو است؟



مدتي است كه من نگارش خاطراتم را به پايان برده‌ام و همين روزها يك بار ديگر متن آن را نگاه مي‌كنم تا به زودي به دست ناشر بسپارم. اين كتاب عكس‌هاي زيادي دارد و حدودا 700 صفحه خواهد شد. در اين كتاب به خاطراتم از دوران كودكي پرداخته‌ام؛ زماني كه در سن 11 سالگي به محضر استاد صبا رسيدم. كتاب قدري مفصل شده، با اين حال تمام خاطراتم را در بر مي‌گيرد. ناشر اين كتاب هم انتشارات <بدرقه جاويدان> خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:26  توسط بابک  | 

استاد همایون خرم

همايون خرم در 12 سالگي به مكتب صبا راه يافت و به علت استعداد شگرفي كه داشت پس از سه سال و نيم به عنوان تك نواز در راديو آغاز به كار كرد. ‌ بعد‌ها در بسياري از برنامه‌هاي موسيقي رايو به خصوص <گل‌ها> به عنوان آهنگساز، سوليست ويولن و رهبر اركستر، آثار با ارزشي را ارائه داد. همايون به موازات فعاليت عاشقانه و در عين حال محققانه در موسيقي ايران از كسب علم نيز غافل نبود. وي در بيشتر مراحل تحصيلي از شاگردان ممتاز بود و تحصيلا‌ت عاليه خود را با اخذ دانشنامه در رشته مهندسي برق به پايان رساند.



استاد خرم در عين خلا‌قيت بالا‌ در بداهه‌نوازي، دقت و وسواس زيادي هم در رعايت رديف و توجه به گوشه‌هاي موسيقي اصيل ايراني داشت. وي علا‌وه بر آهنگسازي و نوازندگي به عنوان عضو شوراي عالي موسيقي راديو، رهبر اركستر سازهاي ملي، سرپرست‌اركستر سازهاي ملي، استاد دانشكده موسيقي ملي (هنركده) و هنرستان شبانه، آهنگساز برنامه‌هاي مختلف موسيقي ايراني و خصوصا برنامه گل‌ها نيز فعاليت داشته است. ‌ آثار موسيقايي او مي‌توان به برنامه گل‌ها، برنامه ‌FM ، بداهه‌نوازي در راديو، برنامه تك‌نوازان، همنوازي با هنرمنداني نظير جليل شهناز، فرهنگ شريف، شادروان منصور صارمي همراه با ضرب جهانگير ملك، امير ناصر افتتاح و جواد معروفي به صورت كاست و سي‌دي. اشاره كرد. ‌ از آثار مكتوب ايشان مي‌توان به رديف اول چپ كوك <نواي مهر>، رديف دوم راست كوك به نام <نواي مهر2>، كه شامل آواز‌ها، چهار مضراب‌ها و آهنگ‌هايي از ساخته‌هاي ايشان است اشاره كرد. تعدادي آهنگ‌هاي بدون كلا‌م به صورت پيش درآمد، رنگ و قطعات ضربي ‌آهنگ‌هاي زيادي كه برخي از مشهورترينشان عبارتند از: تو اي پري كجايي، با شعر هوشنگ ابتهاج، ميناي شكسته با شعر معيني كرمانشاهي، امشب در سر شوري دارم با شعر كريم فكور، اشك من هويدا شد و ... ‌



***



آيا آنچه امروزه به نام موسيقي اصيل ايراني يا دستگاهي وجود دارد نسبت به گذشته 100-50 سال پيش يا حتي بيشتر چه تغييراتي كرده است؟ ‌



بزرگاني نظير، آقاي علي اكبر و دو فرزندشان و ميرزا عبدا... و آقا حسينعلي و شاگردان آنها همچون، علينقي خان وزيري و صبا تغييراتي در طول زمان در موسيقي رديفي ما داده‌اند كه كاملا‌ صحيح بوده و موجب پيشرفت آن شده است. كمااينكه علينقي‌خان وزيري علا‌وه بر رديف موسيقي اصيل ايراني، موسيقي غرب را هم آموخته بود تا بتواند اركستر نيز تشكيل دهد و قطعه‌اي را كه مثلا‌ در دستگاه افشاري است با عظمت‌تر و زيباتر اجرا كند يا صبا كه رديف موسيقي اصيل را نزد استاداني نظير: ميرزا عبدا...، آقا حسينقلي و درويش خان آموخته بود شخصا رديف‌هايي را نوشت و شاگرداني تربيت كرد كه بعدها با نظارت خودش برنامه <گل‌ها> را ساختند كه آقاي پيرنيا مدير آن بود. آقاي پيرنيا سليقه خوبي در شعر و موسيقي داشت و از استاد صبا و شاگردانش و تعدادي ديگر از استادان برجسته آن زمان مثل: مرتضي محجوبي، حسين تهراني و وزيري‌تبار استفاده كرد و توانست برنامه گل‌ها را بسازد. همه اينها در موسيقي ما تغيير است و امروز هم شاهد اين تغييرات از طريق استادان ديگر هستيم. ‌



در اين صورت آيا در تمام اين سال‌ها مثلا‌ هيچ گوشه جديدي به دستگاه‌هاي آوازي ايران اضافه شده يا همه همان‌هايي هستند كه از قديم وجود داشته است؟ ‌



در ابتدا بهتر است كه گوشه را تعريف كنيم. در هر دستگاه و مقامي، قطعاتي نواخته مي‌شود كه انطباقي با آن دستگاه يا مقام دارند و آنها را گوشه مي‌نامند. چه بسا افرادي كه به صورت بداهه‌نوازي قطعاتي را ساخته‌اند اما اسم آن را گوشه نگذاشته‌اند در صورتي‌كه تمام اينها به عنوان قطعات و گوشه‌هاي جديد وارد موسيقي ما شده است. ‌



خواهش مي‌كنم كه در مورد <تحرير> صحبت كنيد. آيا در موسيقي كشور‌هاي ديگر هم هست يا تنها اختصاص به موسيقي ما دارد؟



تحرير جزو مواد اوليه آواز و همان <تكيه> در موسيقي است كه در ساز‌هاي مختلف هم وجود دارد. اگر آوازه‌خوان تحرير نداشته باشد اهل موسيقي آوازي نيست. البته در برخي موسيقي‌هاي ملل ديگر هم يك نوع تحرير خاصي وجود دارد اما با آنچه در موسيقي ما هست تفاوت فاحشي دارد. ‌



چرا موسيقي اصيل ما شور و تحرك لا‌زم را براي جذب جوانان ندارد و بنابراين بيشتر آنها به موسيقي پاپ يا موسيقي غربي روي مي‌آورند؟



اگر بخواهيم به موسيقي اصيل‌مان در همان احوالي كه ارائه مي‌شود نگاه كنيم امكان دارد كه در شنونده ايجاد يكنواختي كند و چه بسا گرايشي به موسيقي ايراني را در جوانان كه پرتحرك‌تر هستند كم‌كند. البته اين حزن كه به آن اشاره فرموديد خاصيت هميشگي موسيقي ما نيست بلكه به نوع سازندگي‌ها و اجراها بستگي دارد. در يكي از سخنراني‌هايم به مقايسه‌اي بين موسيقي غرب و ايران دست زده‌ام و به اين نتيجه رسيدم كه توانايي‌هاي ذاتي موسيقي ما خيلي بيشتر از موسيقي غربي است اما در عوض آنها خيلي بيشتر روي موسيقي كار كرده‌اند. بنابراين ما بايد كارهاي بسياري در زمينه‌هاي گوناگوني صورت دهيم از جمله: زمينه‌هاي عرفاني، نشاط، شادي كودكانه، شادي عارفانه، غم، غم سوگوارانه و ... پس مهم سازندگي زياد است كه متاسفانه اغلب مطلوب نيست. ‌



چرا آموزش در كشور ما به‌خصوص شهرستان‌ها در حد مطلوب نيست؟



اين مساله به نوبه خود يك مشكل است. البته از كساني كه مي‌خواهند تدريس كنند امتحاني در مراتب متفاوت گرفته و در صورت قبولي به آنها مجوز تدريس در همان مرتبه قبولي داده مي‌شود. در غير اين صورت اشكالا‌ت كارشان را مي‌گوييم تا با برطرف كردن آنها دوباره در امتحان شركت كنند، حتي در برخي شهرستان‌ها، هنرستان‌ها، هنرستان و دانشكده موسيقي و آموزشگاه هم تاسيس شده است كه اميدوارم در آنجا هم درجه قبولي را به هر كسي ندهند و اين موضوع را جدي‌تر بگيرند تا جوانان ما به نتيجه مطلوب برسند. با اين حال انكار نمي‌كنم كه ممكن است چنين مشكلا‌تي در برخي مكان‌ها وجود داشته باشد. ‌



به نظر شما آنچه به هنرجويان موسيقي(چه در دانشگاه يا آموزشگاه‌هاي آزاد) آموخته مي‌شود تكنيك‌است يا هنرنوازندگي؟



مرحله تكنيك و مرحله هنرمند شدن دو مقوله كاملا‌ جدا در موسيقي هستند. به عنوان مثال علي تجويدي كه در اركستر صبا حضور داشت نه‌تنها هنرمند بلكه استاد بسيار توانمند برجسته‌اي هم بود و اين جاي افتخار دارد. خيلي‌ها ممكن است به درجه استادي برسند و خوب تدريس كنند اما هنرمند خوبي نباشند، چون براي هنرمند شدن نيروي ديگري لا‌زم است و آن هم عشق است كه بايد در ذات فرد باشد. عشق در عرصه موسيقي مي‌تواند چيز‌هاي ديگر را به وجود‌آورد، آموخته‌ها را آميخته به ذوق و شوق كند و باعث سازندگي شود. من گاهي كه اين عشق را در هنرجو‌هاي خودم مي‌بينم بسيار خوشحال مي‌شوم و نيروي بيشتري براي تربيت آنها مي‌گذارم. البته اين عشق هم در نتيجه معرفت به حقيقت موسيقي ايراني ايجاد مي‌شود و از اينجاست كه مي‌بينم از انبوه داوطلباني كه به موسيقي روي مي‌آورند تعدادي بسيار انگشت‌شمار با عنوان <استاد هنرمند> مطرح مي‌شوند كه صاحب سبك و دارنده آثار مي‌شوند و گذشت زمان نيز خاكستر فراموشي بر آنها نمي‌پاشد. ‌



آيا دوره آموزشي ويولن تفاوتي با قديم كرده است و اگر تفاوت كرده هنرجو بر اساس كدام روش تحت آموزش قرار مي‌گيرد؟



دوره‌آموزشي ويولن نسبت به گذشته (زمان ما) اين تغييرات را كرده است كه در حال حاضر هنرجو بايد چهار كتاب هنرستان موسيقي ملي (روح‌ا... خالقي) را نزد استاد بياموزد و در اواسط كتاب سوم با تشخيص او مي‌تواند رديف اول صبا را شروع كند. در ضمن آموزش اين كتاب‌ها بايد با موارد نظري موسيقي ايراني هم آشنا شود. هنرجو در ياد گرفتن رديف آواز، بعضي از آهنگ‌هاي با ارزشي را كه با مقام يا دستگاه مربوطه تناسب داشته باشد خواهد آموخت كه البته استاد در انتخاب اين آهنگ‌ها بايد دقت لا‌زم را بنمايد همچنين مطالب ديگري در ارتباط با ادامه رديف صبا و يادگيري رديف يكي دو نفر از شاگردان مستقيم‌شان و موارد ديگر نيز وجود دارد كه هنرجو بايد بياموزد. ‌



ويولني كه در ايران ساخته مي‌شود با ويولن غربي از نظر ساختمان تفاوتي هم دارد؟ ‌



ويولني كه در ايران توسط آقاي قنبري مهر از شاگردان خوب صبا ساخته شده به نظر اهل فن از بهترين‌هاست. استاد صبا به اين دليل ويولن را به او آموخت تا با صداي ويولن به خوبي آشنا شود و در نتيجه بتواند سازهاي بهتري بسازد. البته ايشان هنور هم مشغول به ساخت اين ساز (بر مبناي ويلن‌هاي غربي) هستند. در غرب هم بهترين ويولن توسط <استرادي واريوس> ايتاليايي و <آماتي> و ... ساخته شده و بسيار هم معروف هستند. ‌



در پايان اين گفت‌وگو از استاد صبا هم خاطره‌اي داريد، بفرماييد؟ ‌



زماني كه پيش صبا مي‌رفتم 12 ساله بودم. در منزل ايشان ديواري مابين استاد و شاگردان وجود داشت كه روي آن نوشته بود: <آنجا كه سخن باز مي‌ماند، موسيقي آغاز مي‌شود.> من فكر مي‌كردم معني اين جمله يعني: وقتي كسي حرف بزند موسيقي آغاز مي‌شود ولي بعدها متوجه شدم جمله بسيار عميقي است. يعني آنجا كه بيان و واژه عاجز مي‌شوند موسيقي مي‌تواند احساسات انسان را بيان كند. ‌



حزن خاصيت هميشگي موسيقي ما نيست بلكه به نوع سازندگي‌ها و اجراها بستگي دارد ‌



توانايي‌هاي ذاتي موسيقي ما خيلي بيشتر از موسيقي غربي است اما در عوض آنها خيلي بيشتر روي موسيقي كار كرده‌اند

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:25  توسط بابک  |