تبليغاتX
وبلاگی برای دوستداران نی علوی

وبلاگی برای دوستداران نی علوی

استاد تقوی

با موسیقی ایرانی می توان به پالایش نفس رسید

گفتگو:امیر نعمتی-نوشین ابراهیم نیا

جلال تقوی

باز بانگی از نیستان می رسد/غم به داد غم پرستان می رسد

بشنوید این شرح هجران بشنوید/با نی نالنده هم دستان شوید

این ابیات از هوشنگ ابتهاج است که وقتی که با جلال تقوی راجع به نی صحبت کردیم برایم خواند.پیش ازاین شعر وقتی با او از جایگاه ساز نی در اشعار شاعران سخن گفتیم از مولوی سرود:

بشنو از نی چون حکایت می کند/از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند/ از نفیرم مرد و زن نالیده اند

اگر همین طور می خواستیم از خودش یا از نی و موسیقی و یا خاطراتی که به همراه دارد سخن بگوییم یقینآ سخن به درازا می کشید .

سال ها تجربه و فعالیت در این عرصه مسلمآ مجال بیشتری هم برای باز گویی ان می طلبد.

استاد را خیلی ها می شناسند وخیلی ها هم اصلآ نام او را نمی دانند .آن ها که باید می دانستند و باید می شناختند احتمالآ غفلت کرده اند.

جلال تقوی کسی نیست که به آسانی بتوان از کنار وی گذشت.مگر چند نفر در این عرصه امثال او داریم که نخواهیم ببینیم یانخواهیم بپذیریم که اینان که هستند؟در کجایند وچه می کنند

عرصه خا لی شده از باهنران و بی هنران ادعای ارث و میراث دارند غافل از این که میراث داران فرهنگ اصیل وناب ایرانی درعرصه موسیقی کشور به باد فراموشی سپرده شده اند وقتی طنین نوای نی او در صحنه می پیچد همه را به وجد می اورد و گاه چنان تحت تاثیرات قرار می دهد که اشک درچشمانت حلقه میزند بی ان که بخواهی درنوای نی استاد تنهایی ودرد انسان معاصر را به زیبایی تمام میتوان باعمق وجود احساس کرد انچه راکه در صدها دفتر و کتاب باید نوشت همه رایکجا باصدای نی استاد در وجودت جاری ساخت شاید این همه نشان از تنهایی و غربت است او که سالها در جای جای این خاک نوای نی اش طنین انداز بوده اکنون در گوشه ای دور از همه چیز به تنهایی خو کرده است جایی که این عرصه ومیدان برای اوست وصد افسوس این همه اشاره برای یک مصاحبه نیست مانند هر مصاحبهای این ها همه دردی است که وقتی با ایشان روبرو شوی ازحرف ها ونگاه های او به راحتی میتوانی درک کنی اگر اهل درد باشی

تقوی در جایگاهی ازموسیقی اصیل وسنتی ایرانی قرار دارد که دراین جایگاه شناخته شده نیست جای خالی او در کلاس های اموزش موسیقی در صدا وسیما دراجرای برنامه های هنری به شدت احساس میشود کسی که در این عرصه حرفی برای گفتن دارد

ایشان از سا ل 1346 فعاتیتش را در عرصه موسیقی اغاز کرده است در طی این مدت از محضر اساتید چون مرحوم دکتر بهجت.محمد اخوان داود ازاد و مرحوم غلامحسین بیگجه خانی استفاده کرده است که در سال 1359 به همراه استاد بیگجه خانی اولین آموزشگاه موسیقی را در تبریزافتتاح نمودند. از سال 68 در دانشگاه تهران گروه مولوی را به همراه حمیدرضا نوربخش ازشاگردان محمدرضاشجریان استاد فرهمند وبهداد بابایی تشکیل داده اند که ماحصل ان اجرا در چندین کشور خارجی بوده است عکس ها و روزنامه هایی که از اجرای مختلف در کشور های متعدد داشته است و هرآلبومی را ورق میزند سراپا خاطره است برای ایشان وبرای مانیز جالب وشنیدنی است

هنرمندان زیادی داریم که هیچگاه میدان وفرصت حضور به انها داده نشده است

 از اجرایش درازمون باربددر سال 1356.و بارامیز قلی اف در جمهوری اذربایجان - تکی الکسیو ازاهنگسازان بزرگ یانی در یونان در انگلستان و مجارستان و24کشور جهان واجرا در فستیوال جهانی D8 پاکستان که مقام اول را کسب کردند و از اجرایش همراه گروه هنگامه اخوان ازخوانندگان برجسته ایرانی دراسترالیا با عنوان یادواره قمر اشاره کرد

گفتگوی داشیم با او در خبر گزاری ایسنا که ماحصل آن حرفهایی است که گاهآ امیخته با بغض که همه چیز نمی توان نوشت:

ایشان ازنوع ومیزان اشاعه وترویج موسیقی اصیل و سنتی ایران ابراز نا رضایتی کرده اظهار می دارد رادیو وتلویزیون واداره ارشاد باید حامی هنرمندان باشند و هنرمندان و آثارآنان را به مردم معرفی نماید این ها باید سطح سواد و اگاهی وحق انتخاب مردم رابالا ببرنند چراکه موسیقی هرچه قدر قوی باشد همان اندازه هم میتواند تاثیر گذار باشد مانند یک قاری قرآن ویک موذن که هر چه خوش صداتر باشد میزان جذب آن بیشتر و تاثیر گذاری آن عمیق تراست.

موسیقی هایی که این روز ها از تلویزیون که به اصطلاح پاپ است که برخی در زمره پاپ هم محسوب نمی شود. موسیقی های ایرانی هم که پخش می کنند تاثیر گذار نیست وی در ادامه گفت : موسیقی باید تاثیر گذار وماندگار باشد.موسیقی هایی که در گذشته داشیم ماندگا ر بودند ولی الان این گونه نیست. امروز بجای پیشرفت پسرفت داشته ایم و موسیقی ما سیر نزولی خود را طی می کند.

تقوی درپاسخ به سوالی درخصوص تغییر ذائقه وعلایق نسل جوان امروز وگرایش انها بسمت موسیقی پاپ غربی گفت : رسانه ها در این خصوص کوتاهی کرده اند و همین امر موجب گرایش جوانان به موسیقی پاپ شده است الان وقتی صدای محمد رضا شجریان از تلویزیون پخش می شود بعضی مردم اورا نمی شناسند در صورتیکه مردم موسیقی خوب را دوست دارند.

هنرمندان زیادی داریم که هیچگاه میدان وفرصت حضور برای انها داده نشده است تقوی گفت:

زمانی که رسانه های جهان تبلیغات گسترده ای برای ترویج موسقی غربی انجام می دهند ما برای موسیقی خودمان چه کرده ایم؟

وی به تبلیغ وپرداختن به موسیقی صحیح ایرانی تاکید داشته وافزود: وقتی ارزشهای فرهنگی موسیقی خودمان به مردم معرفی شوند جوانان به موسیقی نا متعارف با فرهنگ ایرانی گرایش پیدا نمی کنند.

وی تصریح کرد: موسیقی یک علم است که در دانشگاه های دنیا تدریس می شود به این علم باید به اندازه های دیگر علوم توجه داشته باشیم.

از تقوی خواستم راجع به ساز نی صحبت کند. از آن گونه که شاعران زیادی در اشعارشان به ساز نی پرداخته اند به اشعاری از مولوی وهوشنگ ابتهاج اشاره کرده و گفت: من نی را ساز عرفانی می دانم که بیشتر در نزد عارفان از جایگاه بالایی بر خوردار بوده. این ساز سازی درونی است که با ذات و درون انسان ها سر و کار دارد.انسانهایی که دارای قلب و درونی پاک هستند این ساز را می نوازند و بهتر می شنوند.

وی دزآخر گفت : باید کاری بکنیم که جوانان ایرانی به این سمت کشیده شوند.با موسیقی ایرانی می توان به تزکیه و پالایش نفس رسید .میتوان تمام زیبایی های عالم هستی را با چشم دل دید و شناخت .

با استاد خداحافظی می کنیم و او را با اندوخته ها و خاطرات و تجربیاتش تنها مگذاریم. اما دوباره این نکته را یاد اور مشویم که تا فرصت هست و زمان باقی است باید استفاده کرد.

باید به سراغشان رفت و آن ها را به کار گرفت. و تجربه ثابت کرده است که با حذف کردن ها.تک روی ها.انحصارطلبی هاو متحجر نگری ها باری به منزل نمی رسد.

اردیبهشت 1386

........................

به نقل از وبلاگhttp://www.neysar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:39  توسط بابک  | 

خبری از دیارم

براي اولين بار و با هدف ترويج فرهنگ موسيقي؛

«موزه ساز كرمان» فيلم «سازهاي موسيقي» را منتشر مي‌كند

خبرگزاري فارس:موزه ساز كرمان براي ترويج فرهنگ موسيقي در قالب فيلمي به معرفي سازهاي موجود در سازخانه «موزه ساز كرمان» مي‌پردازد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، اين فيلم كه به همت مسئولين و كارشناسان موزه تهيه مي‌شود به معرفي سازهاي موجود در موزه مي‌پردازد و به صورت آموزشي دوستداران موسيقي را با انواع مختلف سازها آشنا مي‌كند.
اين فيلم كه به دو زبان فارسي و انگليسي (براي توريست‌ها) در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت، سعي در ترويج فرهنگ موسيقي دارد.
به گزارش فارس،موزه ساز كرمان از سال 1380 با نمايش مجموعه سازهاي خريداري شده از زنده ياد «ايرج گلسرخي» و همچنين سازها و ادوات ساز سازي اهدائي زنده ياد «حسين مسعود كرماني» آغاز به كار كرد.
همچنين با اضافه شدن مجموعه سازهاي نواحي «فواد توحيدي»در سال 1382و همچنين مجموعه دف و دايره مناطق مختلف ايران كه اهدائي «كيوان پهلوان» در سال 1384 است،برغناي محتوايي اين موزه افزوده شده است.
موزه ساز كرمان كامل‌ترين و بزرگترين موزه سازشناسي در ايران است و در حال حاضر اين سازخانه بيش از چهارصد ساز را در خود جاي داده است. سازهاي اين موزه به سه دسته سازهاي ملي ايران،سازهاي نواحي ايران و سازهاي ملي و نواحي تعدادي از كشورها تقسيم مي‌شوند كه در مجموعه سازهاي ملي،سازهايي چون تا،سه‌تار،بربت و ...كه قدمت بعضي از آنها به سيصد سال قبل مي‌رسد به چشم مي‌خورد.
همچنين در اين مجموعه تار ساخت استاد يحيي،عود و سه‌تار ساخت استاد نريمان،سازهاي ساخت استاد مسعود كرماني،تار و كمانچه مربوط به دوران زنديه و تمبك خاتم ساخت اوائل دوران قاجاريه نيز وجود دارد.
مهم‌ترين بخش موزه مربوط به سازهاي نواحي ايران است كه «توحيدي» در طول سفرهاي پژوهشي‌اش به نواحي مختلف كرمان آنها را جمع‌آوري و در موزه به نمايش گذاشته است.
فيلم «موزه ساز كرمان» طي بازديد علاقمندان از اين موزه در اختيار علاقمندان قرار مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:30  توسط بابک  | 

پیدایش نی

درباره ی پیدایش نی داستانهای مختلفی میگویند که بیشتر انها به کشف اسرار مربوط است

     گفته میشود که آتنا در شب ضیافتی،در حضور سایر خدایان نخستین نای را با استخوانهای گوزنی ساخت اما چون تشخیص داد که در حال نواختن نی بدقیافه میشود آن را به دور افکند و مارسیاس آن را تصاحب کرد

در افسانه های مردم فریجی، میداس شاه مردم فریجی در اختلافی که بین آپولون و پان رخ داده بود، به عنوان قاضی انتخاب شد و به نفع پان رای داد و به دستور آپولون که از این داوری به خشم آمده بود، از دو طرف سر میداس دو گوش خر بیرون آمد. میداس نیز با دقت خاصی گوشهای خود را با تاجی که بر سر داشت پنهان میکرد و تنها آرایشگر او از این موضوع خبر داشت و به او گفته شده بود که اگر این راز را فاش کند کشته خواهد شد.سلمانی شاه نیز که نمیتوانست این راز را مخفی نگه دارد حفره ای در زمین ایجاد کردو مطلب را در آنجا گفت. علفهایی که در آن حدود میرویید با وزش باد به جنبش در میامد و چنین زمزمه میکرد: میداس...شاه میداس گوش خر دارد.....و این علفها همان نی بود

در باره ی اسکندر ذوالقرنین نیز همین حکایت ذکر شده و یکی از عللی که به او ذوالقرنین گفته میشده داشتن دو گوش دراز است

در افسانه های محلی مردم قفقاز داستان پیدایش نی به دخترکی نسبت داده شده و لرمانتوف شاعر بزرگ روسی آن را به شعر در آورده که خلاصه آن چنین است

ماهیگیر سرمست در کنار رودخانه نشسته بود و باد نی ها را تکان میداد...باد در نی خشک افتاد و به زبان حال سخن گفت: ای ماهیگیر! من دخترکی زیبا بودم...زن پدر داشتم ...چه اشکهای داغ که در زندان نامادری بر چهره ریختم.نامادری من پسرکی داشت که زیبا و مورد علاقه ی دختران بود.شبی در این کرانه با هم قدم میزدیم.خواست با من در آویزد.نپذیرفتم...با کارد به سینه ی من نواخت و سینه ی من شکافته شد...مرا در همین کرانه ی رود به خاک سپردند و در اینجا از گور من نی سر برآورد...همه ی این نی ها زاده ی این حسرتند...روح من در سینه ی همه ی این نی ها نهفته است...غصه ی من در سینه ی هم نی ها جوش میزند...ای ماهیگیر مرا رها کن و بگذار با غم خود خوش باشم

........و از همین رو مولانا نی نامه را میسراید

 ............. ............. ............ ............... ............... ...............

به نقل از وبلاگ استاد علوی که در پیوندها هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 19:42  توسط بابک  | 

شعری در مورد نی

شبی دیدم کنار بوستانی

فتاده یک نی از دست شبانی

نشستم با تآنی در کنارش

گرفتم از رخش گرد و غبارش

نهادم بر لبش لبهای لرزان

دمیدم بر درونش آه سوزان

ز سوز آه من نی ناله ها کرد

به صحرا شور و غوغایی به پا کرد

بنال ای نی که دنیا را بقا نیست

چو آرامش در این دار فنا نیست

بنال ای نی نماند جاودانه

به جز عشق و نوای عاشقانه

بنال ای نی به لحن نای داود

که هر نالیدنش ذکر خدا بود

بنال ای نی که یار دلربا رفت

نمی دانم که از پیشم کجا رفت

بیا تا از پی اش با هم بگردیم

که هر دو آشنا با آه و دردیم

بنال ای نی که یارم زار و خسته

به پشت پرده غیبت نشسته

بنال ای نی به هر صبح و به هر شام

چو تنها اشک ریزد آن دل آرام

بنال ای نی که شب غرق سکوت است

خیالش می برد هوش از من مست

بنال ای نی که ابر پاره پاره

چو قایق هاست بر در دریا کناره

مگر یار خود از آنجا ببینم

روم امشب بر آن قایق نشینم

بنال ای نی ز غمهایم گذر کن

که تنها ناله بر آن منتظر کن

بنال ای نی تو با شب زنده داران

به شبهای دل انگیز بهاران

بنال ای نی که نامحرم به خواب است

دعا در خلوت شب مستجاب است

بنال ای نی چو افزود عکس مهتاب

به رو صفحه ی لغزنده آب

بنال ای نی که بر دل افکند شور

نوای ناشناس مرغی از دور

بنال ای نی که یارم در نماز است

سراپا ناز در حال نیاز است

.......................................................

به نقل از وبلاگ استاد علوی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 19:39  توسط بابک  | 

استاد فرامرز پایور گنجینه سنتور ایران

 
پس از مرگ استاد صبا در 29 آذرماه 1336، پایور اداره تمامی کلاسهای سنتور استاد صبا را بر عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز پرورش داد.از شاگردان استاد می توان به رضا شفیعیان، ارفع اطرایی ، سعید ثابت، پژمان و پیمان آذرمینا، مینا افتاده، نادر سینکی ، سوسن اصلانی و بسیاری دیگر اشاره کرد.

استاد پایور در مدت 6 سال، تمام ردیف موسیقی ایرانی را فراگرفت و پیشرفت و استعدادش در کار چنان زیاد بود که بارها توانست در کنار استاد خویش به ضبط در رادیو و اجرای کنسرتهای متعدد بپردازد. در واقع تلاش‌های استاد فرامرز پایور، پلى بود بین میراث صبا و محجوبی و آن جریانی که جوانان موسیقی‌دان و تحصیل‌کرده در دانشکده هنرهای زیبا از اوایل دهه ۱۳۵۰ به راه انداختند و موسیقى ایرانی امروز را الگو شدند. در فاصله زمانی بین این دو، حدود پانزده سال، هیچ کس جز استاد فرامرز پایور، کار جدى و پی‌گیر در زمینه موسیقى اصیل انجام نمى‌داد.درک عالی او از رمزها ونکته های دقیق موسیقی ایرانی، استعداد کم نظریش در شناختن گوشه های ردیف وتکنیک ممتازش در نوازندگی سنتور سبب شده است تا او را استادی برجسته در این زمینه بشناسند.


وی در اجراهای گروهی خود با تعدادی از نخبگان موسیقی ایرانی مانند جلیل شهناز و هوشنگ ظریف (تار)، رحمت‌الله بدیعى و علی اصغر بهاری (کمانچه)، حسن ناهید و محمد موسوی (نی)، حسین تهرانی و محمد اسماعیلی (تنبک) همکاری کرده‌است. در دهه ۱۳۶۰ به همراهی جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، محمد موسوی و محمد اسماعیلی، «گروه اساتید» را تشکیل داد و سرپرستی، آهنگ‌سازی و نوازندگی سنتور را در آن به عهده گرفت. این گروه، آثار ماندگاری با محمدرضا شجریان و شهرام ناظری ارائه دادند. 

                   Faramarz Paivar

      گروه اساتید: ز سمت چپ  محمد اسماعیلی، محمد موسوی، علی اصغر بهاری، جلیل شهناز، فرامرز پایور(تالار وحدت 1368)          
بیش از هزار و پانصد اجراى گروهی و فردى روى صحنه‌هاى داخل و خارج از کشور ـ آهنگ‌سازى و تنظیم قطعات فراوان موسیقی تدریس صدها شاگرد از چهار نسل متوالی نت‌نویسى قطعات فراوانی از پیشینیان حضور در هنرستان و هنرکده موسیقى ملى، اداره هنرهاى زیبا و واحد موسیقى رادیو تلویزیون ملى ایران ـ نظارت بر کار گروه‌هاى دیگر و تصحیح آنها و کار با خوانندگان بسیارى از عبدالوهاب شهیدى و شجریان، شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش و على رستمیان.

مهمترین آثار وی عبارتند از:
کتاب دستور سنتور  ـ  سی قطعه چهارمضراب برای سنتور ـ کتاب آموزش ابتدایی تار ـ
مجموعه آثار درویش خان ورکن الدین مختاری - فالگوش(هفت قطعه برای سنتور) ـ چهل قطعه (شامل پیش درآمد، چهارمضراب و رنگهای بزرگان موسیقی) ـ هفت آهنگ اجرای سنتور  ـ ردیف (چپ‌کوک) برای سنتورـ رِنگ شهرآشوب ـ ردیف ابتدایی ـ رهگذر (دونوازی برای سنتور و فلوت)ـ مجموعه پیش‌درآمد و رِنگ ـ کتاب بی نظیر «ردیف آوازی و مجموعه تصنیفهای قدیمی به روایت عبدالله دوامی» که شامل ردیف کامل آوازی و 186 تصنیف قدیمی.

متاسفانه استاد پایور در سال 1378 دچار سکته قلبی شده و دیگر قادر نیست فعالیتهای هنری اش را ادامه دهد و حتی اکنون به خوبی قادر به سخن گفتن نیست و فقط دوستان و شاگردان نزدیکش با او ملاقات می کنند. 

با آرزوی سلامتی دوباره برای گنجینه سنتور ایران

نوشته فوق ویرایشی از متنهای مختلف در اینترننت است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:19  توسط بابک  | 

خـــــــــــــــــــــداونــــــــــــــــــــدگـــــــــــــــــــارنــــــــــــــــــــــــــــــ

استاد حسن کسایی

نام استاد کسایی با نی چنان عجین شده که تصور یکی بدون دیگری امریست محال. نی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچگاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار،سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه ای و مضرابی جایگاه نسبتا ثابتی در بین موسیقی دانان و مردم پیدا کند.

احتمالا سادگی ساخت که خود موجب پیدایش الگوهای غیر استاندارد و در نهایت باعث محدود شدن سطح تکنیکی نی شده بود را بتوان عامل اصلی عدم ثبات در جایگاه اصلی نی دانست. توضیح آنکه، برای توسعه و رشد امکانات فنی و تکنیکی یک ساز، لازم است ابتدا ساختار آن، طبق الگویی دقیق و کارشناسی شده، طراحی و ساخته شود تا نواختن آن با حداکثر قابلیت اجرایی، میسر گردد؛ بر اساس اطلاعاتی که از ضبط اولین صفحه های موسیقی ایرانی در دست است، تکنیک نوازندگی سازهایی همچون تار، ویلن، کمانچه به نسبت نی در سطح بالاتری قرار دارد. تنها ضبطی که در گذشته از نی انجام شده تکنوازی و جواب آواز نایب اسدالله اصفهانی است که بنا به روایتی اولین کسی است که نی را به سبک "دندانی" می نواخته (هر چند خلاف این موضوع انکار ناپذیر نیست.) در هر صورت می توان با بررسی این چند صفحه ضبط شده، سطح نوازندگی نی را در آن زمان شناخت.

استاد کسائی بطور مستقیم نتوانست، از محضر نایب استفاده کند، ولی در دوره ای بسیار کوتاه نزد یکی از شاگردان ایشان به نام مهدی نوایی، تمام اندوخته های نوایی را فراگرفت، این موضوع از جهتی دلیل بر استعداد فراوان کسائی و از جهتی دیگر، نشان از محدودیت و سادگی تکنیک نوازندگی نی در آن زمان میباشد. از این رو حسن کسایی مانند تهرانی در تنبک ، عبادی در سه تار، بهاری در کمانچه و پایور در سنتور به نوعی از ابتدا شروع به ابداع تکنیک و پیاده کردن تمام دستگاهها در ساز نی نمود.

در گذشته صدای نی، همراه با نا خالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن نی بصورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد، نی استاد، به رادیو راه پیدا کند؛ تکنوازیها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و ... باعث شد، نی همردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.

بعد از این دوره اغلب ارکسترهای ایرانی شروع به استفاده از ساز نی کردند و این احساس نیاز باعث رشد روز افزون نوازندگان نی شد که حتی امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه تدریس می گردد. می توان گفت، تمام نوازندگان امروز نی، با شنیدن صدای نی استاد کسایی به این ساز علاقمند شدند.

حسن کسايي به گفته خود در تاریخ 20 مهر 1307 در خانواده ای تاجر پیشه به دنیا آمد. پدر او سید جواد کسایی از تاجران به نام آن زمان اصفهان به دلیل علاقه و انسی که با موسیقی داشت، با اساتید آن زمان رفت و آمد می نمود؛ بزرگانی چون سید حسین طاهرزاده، جلال تاج زاده اصفهانی، اکبر خان نوروزی، خاندان شهناز (شعبان خان، حسین آقا، علی آقا و جلیل شهناز)، غلامحسین سارنج، ادیب خوانساری. بطوری که منزل آقا سید جواد، محفلی بود برای تجدید دیدار و نیز ساز و آواز اساتید به نام موسیقی اصفهان.


این آمد و شد ها موجب شد حسن کسائي از کودکی با موسیقی آشنا شود و به مرور زمان، علاقه زیاد ایشان به موسیقی خصوصا" ساز نی (بعد از دیدن یک نوازنده دوره گرد) بر آن شد تا پدر، وی را نزد مهدی نوائی ببرد. پس از فوت مهدی نوایی کسایی همچنان از همنشینی با نوازندگان اصفهانی در جهت تسلط بر نوازندگی نی استفاده کرد؛ مخصوصا" از همنوازی با جلیل شهناز که به نوعی حق استادی بر گردن او دارد بهره برد. همنوازی با سازهای پرده داری مثل تار و سه تار او را بیش از پیش با گامهای مختلف موسیقی ایرانی آشنا کرد، بصورتی که برای اولین بار دستگاههای چهارگاه، اصفهان، نوا و راست پنجگاه با کوک دقیق و بصورت کامل اجرا کرد. کسایی همچنین از محضر ابوالحسن صبا بهره های فراوان برد که میتوان گفت، هنر نوازندگی سه تار کسائی، یادگار انس با این هنرمند یگانه است. سه تار نوازی کسائی تلفیقی زیبا از ترکیب نوازندگی تار جلیل شهناز و سه تار ابوالحسن صبا است.
حسن کسائی در اصفهان سالها مکتبدار موسیقی اصفهان در رشته های نی، سه تار و آواز بوده است. شاگردان زیادی از محضر او درس گرفته اند که امروز جزو چهره های برجسته موسیقی ایران شمرده می شوند؛ حسین عمومی، حسن ناهید، محمد موسوی، بهزاد فروهری، نعمت الله ستوده و شهرام میرجلالی از این جمله اند. اگرچه بیشتر آثار حسن کسایی را بداهه نوازی است تا موسیقی پیش ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی ها و حتی آوازیهای نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی های ایشان است.

منبع:موسیقی اصیل و سنتی ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:47  توسط بابک  |