تبليغاتX
وبلاگی برای دوستداران نی علوی

وبلاگی برای دوستداران نی علوی

استاد عمومی و نی کلید دار

دکتر حسین عمومی در جلسه سخنرانی ساختار سازهای نی و تمبک؛گستره صوتی نی کلیدار شش دانگ کامل است.


عمومي ب ۱۱


گستره  صوتی ساز نی در نی کلیدار شش دانگ کامل می شود؛چراکه  ِیک نت،ربع پرده و نِیم پرده که در این ساز کم بود را به گستره آن اضافه کردم که فاصله خالِی ِیک نت بِین اکتاو اول و دوم را هم پر مِی کند.


عمومي ب ۱۲


دکتر حسین عمومی در جسله سخنرانی  "ساختار سازهای نی و تمبک " که دوم دیماه در کنسرواتوار تهران برگزار شد،با بیان این مطلب گفت:نِی سنتِی داراِی پنج سوراخ روِی نِی و ِیک سوراخ در پشت دارد که با شست گرفته مِی شود.من نِی را ِیک بند بلندتر مِی برم  و در زِیر آخرِین سوراخ ِیک سوراخ دِیگر اضافه مِی کنم که با انگشت کوچک دست پاِیِین پوشِیده مِی شود.در نِی هاِی بلند کلِیدِی به کمک انگشت کوچک مِی آِید و سوراخ آخر را مِی پوشاند.بعد از اِین سوراخ دو سوراخ دِیگر هم اضافه کرده ام که بوسِیله دو لوله فلزِی که روِی هم مِی چرخند،باز و بسته مِی شوند و با بستن سوراخ اول توسط انگشت کوچک نسبت به وضعِیت دو لوله مِی توان سه نت مختلف را به دست آورد.در نِی که معروف به نِی دِیاپازون است و بم ترِین نت آن DO است من نت SI ، SI کرون و SI بمل را مِی توانم اجرا کنم.
 وی افزود: با اِین ترتِیب گستره صوتِی نِی شش دانگ کامل مِی شود؛ِیعنِی سِی ،دو ،ر،مِی- مِی فا سل لا- لا ،سِی،دو،ر- ر،مِی ،فا ،سل- سل ،لا،سِی ،دو- دو ،ر،مِی ،فا.به همِین دلِیل به اِین نِی مِی گوِیِیم "نِی شش دانگ ".چون ِیک نت و ربع پرده و نِیم پرده کمتر آن را به گستره ساز اضافه کرده ام که ضمنا فاصله خالِی ِیک نت بِین اکتاو اول و دوم را هم پر مِی کند.


عمومي ب ۱۳



عمومی به خاطرات مسابقات رامسر در زمان دانشجویی اشاره و خاطرنشان کرد:من زمان دانشجوِیِی به اردوهاي هنري رامسر رفته بودم.دو سال در آن جا بين سه نوازنده ني شاگرد اول شدم و شراِیط مانند الان نبود. آن زمان کسي ني نمي زد.آن زمان همه آکاردئون ، ويولن و سازهاي فرنگي مي زدند.آنجا من با هيات ژوري مسابقات ِیعنِی حسِین دهلوي ،فرامرز پايور،حسين تهراني، محمود کريمي ومصطفِی پورتراب آشنا شدم. دکتر صفوت هم بودند.هر روز،روز امتحان ِیک ساز بود.مثلا يک روزآکاردئون ، يک روز گيتار، ِیک روز ويلن. شب قبل از روز امتحان نِی ،دانشگاه ملِی کنسرت داشت و من برنامه ساز تنها داشتم و اساتِید ساز من را شنِیده بودند.وقتِی نوبت امتحان گرفتن از من شد،همه گفتند:آقا شما کي هستيد، کجا بوديد. ما کسي را نداشتيم در اين حد ساز بزند. شما کجا بوديد. گفتم من دانشجوي معماري هستم.بعد گفتند: پيش چه کسي کار کرديد. گفتم :من از روِی نوارهاِی استاد کساِیِی کار کرده ام و صداِی نِی را به کمک دوستِی به نام "شکراله"  که در اصفهان کارگر کارخانه زاِینده رود بود و نِی مِی زد ،توانستم دربِیاورم. استاد دهلوي مرا تشويق کردند که بيا هنرستان و جدي کار کن. بعد رفتم نزد استاد فخرالديني براي سلفژو تئوري. کتاب را مي گذاشتيم مقابلمان و کارهاي صبا را مي زديم.هر جا نت "سِی" مِیدِیدم ، مجبور بودم سکوت کنم و اِین مساله خِیلِی هم من و هم استاد فخرالدِینِی را اذِیت مِی کرد.يک روز به آقاي دهلوي گفتم که مي خواهم روِی نِی  کليد بگذارم.ايشان با يک ناباوري گفتند:خيلي خوب است.اِیشان گفتند: تو نکني چه کسي اين کار را بکند.
این استاد دانشگاه در ادامه صحبت های خود درباره تمبک کوکی که ساخته است ،اینگونه گفت: ساختمان تنبک يک جعبه رزنانس چوبي است که پوستي از جنس پوست بز، شتر ِیا گوساله روِی آن مِی کشند.پوست را خيس مي کنند تا نرم مي شود وروِی جعبه مِی کشند و با چسپ مِی چسپاند دور کاسه رزنانس.به اِین عمل هم مِی گوِیند پوست انداختن.اما اِینکه اِین پوست چه صدايي دهد بستگي به آب و هوا باران و آفتاب و طبيعت دارد.


عمومي ب ۱۴


وی افزود:تمبک نوازها بعضي وقت ها مي ديدند صداي اِین ساز زير است به آن کمِی آب مِی زدند.بعد مِی دِیدند که پوست افتاده است آن را روِی آتش مِی گرفتند.اما اِین راه حل ها موقتِی بودند.براي اينکه وقتي شما پوست را مرطوب مِی کنِید و شروع  به زدن  مِی کنِید.اين آب کم کم تبخير مي شودوپوست دوباره خشک مي شود يعني اگر شما يک ربع تنبک بزنيد پوست دوباره به حالت اولش باز مِی گردد.
وی با تاکید براین موضوع که همیشه به دنبال  تولید صدای دقیق از تمبک بوده است،ادامه  داد:ساز من نِی است و با زحمت و مشکلاتِی که صدا درآوردن اِین ساز دارد،سعِی مِی کنم صداهاِی درستِی را تولِید کنم .کنار من تمبک بدون توجه به صداِی ساز من،مرا با ضربه هاِیِی همراهِی مِی کند که داراِی فرکانس هاِیِی است که اِین فرکانس ها هِیچگونه هماهنگِی با صداِی نِی من ندارد.به همِین دلِیل به همه نوازندگان تنبک مِی گفتم باِید فکرِی  براِی کوکِی کردن تنبک کرد تا اِینکه بلاخره خودم اقدام کردم و حدود 10 سال است که با اِین مشکل دست و پنجه نرم مِی کنم و انچه شما اکنون می بینید ثمره این تلاش است.


عمومي ب ۱۵



در ادامه این برنامه شاهین مهاجری درباره تمبک به ایراد سخنرانی پرداخت.همچنین پیش درآمد ترک از بیگجه خانی،دو ضربی ترک از ابولحسن صبا و رنگ از پیرنیاکان توسط احمد مستنبط(تمبک کوکی )،سجاد پورقناد(سه تار) و علی نجفی ملکی(نی کلیدار) نواخته  شد.در همین برنامه آرش لطفی(تمبک کلیدار) و سامان ضرابی (سنتور) پیش درآمد همایون و رنگ همایون از استاد پایور را نیز اجرا کردند.
كنسرواتوار تهران در راستاي اهداف علمي خود تاكنون برنامه هاي مختلفي با حضور نوازنده هاي خارج از كشور نظير خوليو آلمايدا،دعوت از معاون كنسرواتوار چايكوفسكي و ... را برگزار كرده است.



منبع : سايت هنر و موسيقي

به نقل از وبلاگ استاد علوی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:48  توسط بابک  | 

حکایت اول

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت خوانندگان ارجمند.کار جدیدی را شروع کرده ام و آن نوشتن حکایات کتاب گلستان شیخ اجل وامیر اهل قلم،سعدی شیرازی است که اگر موافقید نظرتان را اعلام بدارید.

..............................................................................................................

حکایت اول از باب اول (درسیرت پادشاهان)

پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد .بیچاره در حالت نومیدی به زبانی که داشت

ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن،که گفته اند:هر که دل از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید.

اذا یئس الانسان طال لسانه      کسنور مغلوب یصول علی الکلب

وقت ضرورت چو نماند گریز       دست بگیرد سر شمــــسیر تیـــــز

ملک پرسید که چه میگوید.یکی از وزرای نیک محضر گفت:ای خداوند جهان همی گوید که

«والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس» .ملک را رحمت دردل آمد و از سر خون او درگذشت.

وزیر دیگر که ضد او بود گفت :ابنای جنس ما را نشاید در در حضرت پادشاهان جز براستی سخن گفتن.این ملک را دشنام داد و سقط گفت.

ملک روی از این سخن در هم کشید و گفت : مرا آن دروغ پسندیده تر آمد از این راست که تو گفتی که روی آن بر مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته اند:دروغی مصلحت آمیز به از راستی فتنه انگیز.

هر که شاه آن کند که او گوید       حیف باشد که جز نکو گوید

بر طاق ایوان فریدون بنشته بود:

جهان ای برادر، نماند به کـــس      دل انــدر جهـــــان آفرین بند و بس

مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت       که بسیار کس چو تو پرورد و کشت

چو آهنگ رفتن کند جان پــاک         چه بر تخت مردن چه بر روی خاک

تقدیم به سید قاسم علوی استاد عزیز و مربی مهربانم استاد

محمد رضا عبادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 20:2  توسط بابک  |